خرید بک لینک
به نام خدای شب و روز خدایا ! تو امشب از مقصود همه ما با خبری.از گلایه هامون، از ناله ی ما،گریه ی ما با خبری. یکی اومده توبه کنه،یکی اومده گدایی کنه ، یکی کمال میخواد، یکی شکایت داره. ای خدایی که دور از قلب ما نیستی. میشه امشب یه نظر بما کنی؟ ای خدایی که با کلمات وحی ، حقیقت خودتو آشکار کردی. خدایا م

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 8:36

به نام خدایی که برذات وی محال است هرگز برد عقل پی بعضی وقتها اونقدر برای بدست اوردن چیزی تلاش میکنید که ناآگاهانه خودتون رو متوقف میکنین. این موضوع رو وقتی درک میکنین که یک هدفیو از ته قلب دوست داشته باشین و بارها و بارها سعی کنین که اون رو بدست بیارین. قبلا هم از ترس گفته بودم. (خ

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 8:36

به نام آن خد ای پاک سبحان که ازخاک آفرید اینگونه انسان اصولا از گفتن حرف های تکراری خوشم نمیاد، همیشه هم سعی کردم تنوع داشته باشه مطالبی که مینویسم. میتونستم دیشب این پست رو بذارم ، قبل از اینکه کسی خبر دار بشه که چ خبر شده! یه حسی میگه از غرور بنویس، از اقتداری که داری یا از گفته

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 8:36


هدف از ایجاد این وبلاگ ارضای روح خودم هست و اگر هم در توانم بود ، کمک به دوست داران موفقیت
موضوعات مختلفه ، نمیشه یه پیرو یه کلمه بود.
هیچکی کامل نیس . منم اخلاق بد دارم ، منم رفتار بد دارم .
از کمکی از دستم بربیاد ، خوشحال میشم کمک کنم در هرشرایطی
(متن های دیالوگ دارای غلط های گرامری میباشد)
بی دلیل به همدیگه محبت کنین. این لطف از هم دریغ نکنیم!
زندگی کوتاهست. کوتاهترش نکنیم.
زندگی رو عاری غم و نا امیدی کنیم.

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 4:11

کنار خانوادم...: من: دوسش داری؟مامان:آره ، خوبه.خعلی دوست داشتم که میزدیم به نام مهدی(داداشم) من: چرا مهدی ؟ مامان : خب ، کوچیکه بعدشم که بابات دوست نداشت به نام خودش باشه. من : چیه ؟ ازم میترسی ؟ (با لبخند) مامان: آره ، میترسم ازت محمد (جدی) . تو خراب کردی محمد ، خعلی ام خراب کردی. نمیشه بهت اعتماد

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 14:46

به نام خالق پیدا و پنهان که پیدا و نهان داند به یکسا یک وقت هایی میخواهی بنویسی، اما نمیتوانی به این وضعیت میگویند "نازایی" یک وقت هایی میتوانی بنویسی اما نمیخواهی ، به این وضعیت میگویند " سقط جنین" بدترین حالت اینست که تا نصفه راه رفته باشی ، ینی متن را توی ذهنت نوشته باشی بعد

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 14:46

به نام آنکه هستی نام ازو یافت فلک جنبش زمین آرام ازو یافت این چن روز گذشته ، بر خلاف ماه قبل ، مطالعه ام خعلی کم شده حس دونده نفر اولی رو داشتم که 50 متر مونده به خط پایان ، نفسش میگیره و انرژی نداره برای ادامه دادن. مسلما از شرایط حالش، ناراحته ; اما کاری هم از دستش بر نمیاد.مجبوره همین

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 8:22

کنار خانوادم...: من: دوسش داری؟مامان:آره ، خوبه.خعلی دوست داشتم که میزدیم به نام مهدی(داداشم) من: چرا مهدی ؟ مامان : خب ، کوچیکه بعدشم که بابات دوست نداشت به نام خودش باشه. من : چیه ؟ ازم میترسی ؟ (با لبخند) مامان: آره ، میترسم ازت محمد (جدی) . تو خراب کردی محمد ، خعلی ام خراب کردی. نمیشه بهت اعتماد

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 8:22

به نام آنکه مارا زندگی داد وزان پس مژده پایندگی داد قرآن کتابی روشن برای هدایت مردمهخدا، قدرت انتخاب رو به همه انسان دادههیچکس به اجبار چیزیو قبول نکرده.به پیامبر گفتن، اسلام رو اجباری کن. گفتن این بدعته( چیز نو پیدا شده که سابقه نداشته باشد-سنت تازه که برخلاف دستور، دین جعل شود)و من نمیخوام خدارو

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 6:18

خداوند مایی و ما بنده ایم به نیروی تو یک به یک زنده ایم خب از هدف اصلی خودم و ایجاد این وبلاگه نمیخوام دور بشم. ولی بعضی از پست ها لازم بود با توجه به شرایط زندگی اکثر ما. برای موفقیت در هر زمینه ای نیازمند یک برنامه و یک مسیر هستین. بدون این دو به مقصد نخواهید رسید. یک فرمول هفت مرحله برای رسیدن به

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 6:18

نامه ای را هُد هُد آورده ست آغازش تویی یکی از اشتباه های همه ما اینکه یه وقتایی که باید فکر کنیم ، احساس میکنیم و وقتایی رو که باید احساس کنیم، فکر میکنیم... ---------------- بنظرتون بی هدف به این دنیا اومدیم ما ؟ یه غصه ای بخوریم و شادی کنیم و 10 15 سال درس بخونیم، بهم فحش بدیم ، چشم دیدن دیگران رو

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 6:18

به نام مناسب ترین واژه ها به رسم محبت به نام خدا

حسی که تا به امروز اکثر افراد تجربش کردند. این حس

.

یاعلی


برچسبها: عشق, کور, میکند

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 2:56

وقتی بوی قهوه توی خونه م به مشامم میرسه، واقعا یه آرامش خاصی میگیرم ازش.

بقول مامانم که معتاد شدم!!!!

به راستی که معتاد شدم من!!

معتاد کافئین!!!


برچسبها: قهوه

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 2:56

آغاز سخن یاد خدا باید کرد خود را به امید او رها باید کرد یه خدایی هس که اگه بشناسینش ، آروم میشین. چن ساله که مردم رو از خدا نا امید کردین به اسم قرآن. خدا تو اجبار عبادت نمیشه . چرا خدایی رو میپرستین که نمیتونه گناهاتونو ببخشه؟ نمیتونه دستتونو بگیره؟ نمیتونه به هدفتون برسه ؟ چرا واقعا؟ خدایی رو بپر

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 7:37

به نام قادر پاک توانا به نام آنکه جان بخشید ما را همه آدما از نظر من یه عقده ای دارن که ولشون نمیکنه. حالا شاید بعضیا یه اسمی دیگه ای روش بذارن. اما واس من عقدس. من صادقانه میگم از این که وبلاگ های بروز شده رو میخونم و جواب بعضی از پست هایی که نیاز به کمک و راهنمایی دارن (کمک ک نمیشه گذاشت اسمشو ، ب

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 7:37

به نام الله

هیچ موقع ندیدم کسی که توی محدودیت قرار گرفته، تبدیل شده به همون شخصیتی که اون اشخاص(مث پدرومادر) میخوان.

علاوه بر اینکه شخصیتشون عوض نمیشه(شاید در ظاهر عوض شه ولی در باطل نه) بلکه همین محدودیت تبدیل به یک عقده ای میشه که هیچوقت ولت نمیکنه.

پس نتیجه میگیرم که از طریق صحبت کردن بتونم شخص موردنظرمو متقاعد کنم!

التبه یکم تنبیه لازمه و بعد اصلاح شخصیت رو شروع میکنیم.

یا علی

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 3:26

ب نام اوکه همه هستی از اوست این قسمتی از متن آهنگ جدید امیر خلوتِ اگه از من بپرسی زندگی اینه باور کنی خدا رو دل نمیگیره باید حس کنی پیشته باهاش عشق کنی توو آغوش بگیریش ماچش کنی میگن زندگی قشنگ نی مگه چجوره؟ حاجی فردایِ تاریکی همه چی نوره --------------- هر قدم که برمیداری داشته باشی هدف خب صبر نکنی

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 3:26

به نام خالق من داشتم به این فک میکردم که چرا با اینکه بعضیا کمکمون میکنن و خودمون هم راه درست رو میدونیم ، ولی خعلی کم پیش میاد که بهش عمل کنیم، اکثر اوقات یه مسئله رو بهونه کنیم و از زیر کار در میریم و به فردایی که هنوز نیومده مولکول میکنیم! بعد نوشیدن قهوه م ، به ذهنم رسید که ما اراده قوی نداریم ک

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 3:26

بسم الله الرحمان الرحیم از وقتی که فهمیدم 2+2 میشه 4 ، هیچ وقت راجب مشکلاتم با کسی حرف نزدم! تو این سال ها چه مشکلاتی رو تجربه نکردم! چه سختی هایی رو که نکشیدم! چه جاهایی فرصت حرف زدن داشتم و نقش دوتاگوش رو بازی کردم! از همون موقع نقش دوتاگوش رو بیشتر از زبان(حرف زدن) دوست داشتم.هنوز که هنوزه نقشم ت

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 3:26

به نام خدا

این چن روز خعلی خسته شدم! خستگی های ادامه دار

بیشتر از یه هفته درگیر کارای عروسی خواهرم بودم، بدون رفع استراحت درگیر کارای مسابقه شدم

بعد یهو یه نگاه به جزوه هام انداختم، دیدم که امتحان هم دارم!!خستگیم بیشتر شد!

اوقدری خستم که با لباس بیرون میخوابم! مسواک بدون خمیر میزنم! این نوشته رو بدون تغییرات ثبت میکنم! یک میز شلوغ که خودم توش گم میشم!

ماه های آخر داره سخت میگذره!

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 3:26

به نام خدای خودم این چن روز خسته کننده هم بالاخره تموم شد. البته هیچ سختی بدون نتیجه نیست. نتیجه این سختی هم ، کسب رتبه سوم سازه ماکارونی بود که برای بار اول شرکت کرده بودم! با اینکه همه خوشحال شدن، اما نمیدونم که چرا برای من دلچسب نبود!!! دو هفته میشه که از برنامه هام عقب افتادم، احساس خعلی بدی نسب

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 3:26

به نام خداوند بر جای حق نشسته

خدای من!؟ چرا اینکارو باهام میکنی؟ چرا درایی که هدفمند براش تلاش میکنم دقیقه 89 میبندی؟

چرا دوست نداری به اون چیزایی که دوس دارم برسم؟

خداجان من ! دری رو که به روم بستی رو جایگزین به در قشنگ تر و بهتر کن! دری که منو به هدفم برسونه!

زمان زیادی ندارم ، لطفا زودتر نشونم بده!!!!

دوست دارت محمدرضا.

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 3:26

به نام خدای عزیزتر از جانم

خودت میدونی که این چند روز چقدر سردرگمم !! حس اون بچه ای رو دارم که خونشو گم کرده!

نمیدونم چیکار کنم! راه هایی هم که هست اصلا منو به خونم نمیرسونه شاید این اشتباه منه

راه هایی که مدنظرم بود انگار اصلا مال این خیابونا نیس

گم شدم خدا!!! فقط تویی که میتونی راه رو نشونم بدی!

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 3:26

به نام خداوند دادرس دیشب یه پستی گذاشتم که میتونید بخونید! فرداش ینی امروز جواب تمام سردرگمی هامو گرفتم! باورتون میشه؟ یه چیزی هم بالاتر از جواب ، مسیر هم برام روشن شد ! راه خونه رو پیدا کردم شنیدین این کلمه رو ک میگن " کافیه بشه باورت، تا بشه یاورت"؟ کاملا مصداق همین نوشته س، فقط کافیه که ایمان داش

برچسب: نویسنده: مهراد نوری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 3:26

صفحه بندی